*دفاع از امر ملی با سری بالا*
اگر تصویر واقعی از جنگ فعلی را دقیقتر ببینیم، شاید بفهمیم زمان چه عامل ارزشمندیست و چرا کندی در واکنش میتواند برای ایرانیان ویرانگر باشد. گفتار زیر بر آن است تا پاسخی قابل فهم به پرسشی بهظاهر پیچیده بدهد:
*واقعاً ما برای ایران چه کاری از دستمان برمیآید؟*
جمهوری اسلامی را فراموش کنید. آنچه میماند، تصویری کلاسیک است که در تاریخ جغرافیای فعلی ایران، در طول سههزار سال گذشته بارها تکرار شده و هر بار تبعات سنگینی برای عموم مردم و نسلهای بعدی پدید آورده: *جنگ با نیروی خارجی.*
تفاوت در این است که ایران در این جنگ، در سکوت نسبی جامعۀ جهانی، در حال دفاع از یک حملۀ همهجانبه است؛ حملهای از سوی امپراتوری مستقر آمریکا، یک ابرقدرت نظامی، و شعبۀ خاورمیانهای آن، اسرائیل. به گواهی تاریخ، ادامۀ چنین جنگهایی به نابودی منابع، قتلعام مردم، جنگ داخلی، و جدایی یا تجزیۀ سرزمینی میانجامد. پیشامدهایی که عواقبشان دامن تکتک ما ایرانیان را برای نسلهای متمادی خواهد گرفت و بزرگترین سرمایۀ هر ملت، یعنی خاکی که روی آن پیوند سرزمینی دارند، را از آنان خواهد ربود.
به گواه تاریخ و به حکم عقل، در این مجال هیچ نیروی خارجی و هیچ دستنشاندۀ خارجی برای حمایت از منافع مردم ایران به صحنه نیامده و نخواهد آمد. پس برای هر ایرانی که به این پیمان سرزمینی باور دارد، واجب است که نیروهای پیشبرندۀ جنگ فعلی را بشناسد تا تصویری واقعی از اتفاقات داشته باشد؛ تصویری که در کشاکش جنگهای خبری مخدوش نشود و ذهنها را از مسیر پیش رو منحرف نکند.
کافیست فریب شعبدۀ بازیگران جنگ رسانهای را بخورید تا شعبدهباز ناگهان از توی کلاه برایتان تجزیه و جنگ داخلی درآورد. فکرش را بکنید؛ شمایی که سالها خونتان با کامل نگفتن نام خلیج فارس به جوش میآمد، با اخبار اشغال سنندج، از دست دادن قشم و ابوموسی، و عبور سربازان جمهوری آذربایجان و ترکیه از رود ارس به جلفا بیدار شوید.
کلمۀ دستمالیشدۀ «مردم» اگر تنها در یک جا معنی داشته باشد، همان عموم انسانهاییست که به پیمانی سرزمینی به نام ایران وفادارند، در این سو میمانند، و این سرزمین را حفظ میکنند. هرآنکه در این دایره نماند، همزبان شاید، اما هموطن نیست.
مهم نیست با کدام مدرک تحصیلی و عنوان، در کدام اداره یا شبکه، پشت کدام حساب یا کانال فعال است و چند دنبالکننده دارد؛ او از دایرۀ این پیمان سرزمینی خارج شده و دادهها و گفتههایش، هرچند به زبان فارسی، اما همسو با منافع مردم ایران نیست.
چنین کسانی تنها برای مخدوش کردن میل طبیعی به بقای سرزمینی در ایرانیان و در آرزوی سپر بر زمین انداختن ایرانیان سخن میگویند.
به دور و برتان نگاه کنید. آنها که سالهاست اخبار و تحلیلهایشان را از ایران اینترنشنال، منوتو، و بیبیسی میگیرند، این روزها شبیه موجوداتی مسخشدهاند؛ زامبیهایی که دیگر گوش شنیدن ندارند و طوطیوار، همزمان با مرگ ایرانیان زیر بمب، روایت دشمن را تکرار میکنند.
تصویر واضح است. دشمن خارجی بار دیگر به ایران حمله کرده و میخواهد ایران را بیسپر و بیدفاع نگه دارد، و مردم را ساکن، ساکت، یا در سوی خود.
تصویر واضح است. از خرداد ۱۴۰۴ تا اسفند ۱۴۰۴ راه زیادی بود که با وقایع دیماه در دو شبانهروز پیموده شد.
عددسازیهای نجومی در پس وقایع مشکوک، و واکنش وحشیانۀ جمهوری اسلامی، در حال بیحسسازی افکار عمومی در برابر شمار کشتهشدگان است. در کنار آن، کمپین بهاصطلاح دیاسپورای ایرانی برای ساختن تصویری آرایش شده و یکطرفه از افکار عمومی ایرانیان راه افتاده و درخواست «مردمی» برای حملۀ نظامی به ایران را سازماندهی میکند.
حالا همه میدانند دستور چرخش ناگهانی جریان پهلویطلب به خشونت کلامی و سرکوب نظرات دیگران از کجا ابلاغ شده بود. دشمن برای توجیه فشار سیاسی و ادامۀ حملۀ نظامی به ایران و درخواست تسلیم کامل کشور، نیاز به تصویری از ایرانیان داشت که گویی ۹۰ میلیون نفر خواهان بمباران ایراناند. وقتی هیچ صدایی جز «بمباران ایران» به گوش نرسد، خیلی مهم نیست دیگرانی که ساکت نشستهاند چه نظری دارند.
آمریکا و اسرائیل تا جایی که بتوانند جلو خواهند آمد. من و شما هیچ نقشی در بُعد نظامی این مواجهه نداریم. اما شکستن این سکوت و شنیده شدن غرش همۀ ایرانیان برای ایران، میتواند در چند روز طومار تصاویر ساختگی از «تمایل ایرانیان به بمباران شدن» را درهم بپیچد.
*سکوت نکنید. خجالت نکشید. نترسید.*
مخالفت با حملۀ خارجی، مخالفت با کشته شدن دوستان و بستگان و همشهریانمان زیر بمباران دشمن، مخالفت با دخالت نظامی بیگانه، و فریاد زدن بر سر دشمن خارجی؛ در هر کجای تاریخ برگی درخشان از واکنش مردم بوده، هست، و خواهد بود.
اگر سزاوار داشتن ایران نباشیم، ایران را خواهند برد.
*برای ایران.*
نظرات (0)